خوش آمديد
با سلام خدمت شما كابران گرامي
پايگاه مقاومت شهيد مدني شهر فرخي برگزار مي كند:
مباحث مبتنی بر شرع مقدس،قرآن،سیره اهل بیت،زندگی نامه شهدا،هنر،پرسش وپاسخ پیرامون شبهات ومسائل روز وتحلیل آن برگزار مي گردد.




با سلام خدمت شما كابران گرامي
پايگاه مقاومت شهيد مدني شهر فرخي برگزار مي كند:





السلام علیک یا ابا عبدالله
سلام بر اربعین امسال!
سلام بر اربعینی که در بلندترین شب سال واقع شده تا لحظه ای بیشتر
به یاد روشنیِ شمع گونه آسمانیان بسوزیم
و اشک بریزیم برای فاصله های خود و آن مصیبت عظمی!
خوشا زندگی در این گریستن و مردنهای پیاپی!
خوشا گریستن برای داغهای زینب علیهاالسلام ،
برای مصیبتهای سجاد علیهالسلام ،
برای بیتابی بچه های آسمان!
سلام بر اربعین که عاشورایی دیگر از گریه را برای ما به راه میاندازد!
من برای گریستن، به آغوشت محتاجم،
ای اربعین!!
شب یلدای من موی حسین (ع) است
دو عالم مست گیسوی حسین (ع) است
مبادا خنده بر لبها نشیند
که سوی شام ناموس حسین (ع) است
رود زینب در این ایام اسیری
به روی نیزه ها راس حسین (ع) است
الهی صدشب یلدا نشینی،
کنار تربت پاک اباالفضل (ع)
مرا یاد آوری آنجا الهی
بگویی این گدای كوی حسین (ع) است
میگویند یلدا بلندترین شب سال است؛
معلوم است چون هنوز شام غریبان ندیده اند…

![]()
گذشت پائیز آمــد فصل سرما سر آغازش شب زیبـــای یلدا
چه شبهای درازی دارد این فصل یقین زلف سیاه گسیـــوی یلدا
دراین فصل زمستان یکدلی به محبت دوستی سیمـــــای یلدا
شب یلـــــدا عجب نیکو فتاده به ماه دی که آید بوبـــی یلدا
در ایام گذشته کـــرسی عشق بپا بـــــود از شب والای یلدا
به روی کرسی و سینی فراوان عیان بود از صفا صد خوی یلدا
لحاف و منقل و آتش بــه خانه نشسته دور هــم همسوی یلدا
زبرف و داستان راه مـــــانده سخنها رفتــــه از سرمای یلدا
زسنجدآش کشک وقصه گفتن بسی دریــــای قصه پای یلدا
ز نو رسمی بپا از بهــــر فردا صفا و خرمــــــی فردای یلدا
مبارک باد فصل بــرف وباران به یٌمن نعمت دیمــــــای یلدا
مقدم شکـــر ایزد کن به عالم ز حاصل پر ثمـــر دارای یلدا
سلام ای فصل سرد و برف و باران خوش آمد گویمت فصل زمستان
اگـــــــر چه زحمتی را نیز داری ولکــن رحمت آری باغ وبستان
به گزارش صالحين فروي جناب سرهنگ اكبري فرماندهي سپاه شهرستان خوروبيابانك،حجت الاسلام توكلي رئيس صالحين شهرستان خوروبيابانك،آقاي سليمان پرهيزگار فرماندهي بسيج شهيد مدني شهر فرخي،آقاي عليرضا راجي نيروي انساني سپاه شهرستان خوروبيابانك و اعضاي شوراي پايگاه از كلاس هاي صالحين مجتمع،خانه قرآن كريم،مسجد امام جعفر صادق(ع)،هيئت سيدالشهداء(ع) و هيئت موسي بن جعفر(ع) بازديد نمودند.
جناب سرهنگ اكبري به طور سرزده از حلقه هاي تربيتي پايگاه شهيد مدني سركشي انجام دادند كه جناب سرهنگ اكبري ضمن عرض خسته نباشيد موانع و مشكلات موجود جهت پيشرفت اين حلقه ها و كيفي تر شدن حلقه ها را مورد بررسي قرار دادند.
و در پايان از همه ي حاضران پذيرايي بعمل آمد.









اَلصَّدَقَةُ يَومَ الجُمُعَةِ تُضاعَفُ لِفضَلِ يَومِ الجُمُعَةِ عَلى غَيرِهِ مِنَ الأيّامِ

بارالهی
رهبر اسلامیان کی خواهد آمد
جانشین خاتم پیغمبران کی خواهد آمد
انتظار مصلحی دارد جهان
مصلح کل رهنمای انس و جان کی خواهد آمد
خستگان عشق را ، ایام درمان خواهد آمد
غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد آمد
درد مندان ، مستمندان ، بی پناهان رو بگویید
منجی عالم پناه بی پناهان خواهد امد
صبر کن یا فاطمه ، ای بانوی پهلو شکسته ،
مهدی ات با شیشه دارو و درمان خواهد آمد
بارالهی
رهبر اسلامیان کی خواهد آمد
جانشین خاتم پیغمبران کی خواهد آمد
انتظار مصلحی دارد جهان
مصلح کل رهنمای انس و جان کی خواهد آمد
خستگان عشق را ، ایام درمان خواهد آمد
غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد آمد
درد مندان ، مستمندان ، بی پناهان رو بگویید
منجی عالم پناه بی پناهان خواهد امد
صبر کن یا فاطمه ، ای بانوی پهلو شکسته ،
مهدی ات با شیشه دارو و درمان خواهد آمد
بارالهی
رهبر اسلامیان کی خواهد آمد
جانشین خاتم پیغمبران کی خواهد آمد
انتظار مصلحی دارد جهان
مصلح کل رهنمای انس و جان کی خواهد آمد
خستگان عشق را ، ایام درمان خواهد آمد
غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد آمد
درد مندان ، مستمندان ، بی پناهان رو بگویید
منجی عالم پناه بی پناهان خواهد امد
صبر کن یا فاطمه ، ای بانوی پهلو شکسته ،
مهدی ات با شیشه دارو و درمان خواهد آمد

حجت بن الحسن شیعیات پژمرده شدن
پسر فاطمه دوستات افسرده شدن
مهدی قران طرفدارات دلشکسته شدن
خودتم از خدا بخواه خدا فرجت رو نزدیک کنه

آقا جان بچه ها جوون شدن ، جووونا پیر شدن ، پیرامونم مردن
آخرهم تورو ندیدن
محبوب من...
دلم که برایت تنگ می شود...
بقیه را ریز می بینم...!
-----------
صلوات
با سلام خدمت شما بازدید کنندگان گرامی وقت شما بخیر
به گزارش صالحین فروی کلاس صالحین موسی بن جعفر (ع) یکشنبه شب ۲۴ آذر ۹۲ در مکان هیئت متوسلین به حضرت موسی بن جعفر (ع) بزگزار شد.
شرح موضوعات کلاس صالحین:
۱.حدیث کساء.دعای توسل.زیارت عاشورا و ختم سوره ی مبارکه ی انعام تلاوت شد.
۲.تفسیر قرآن کریم توسط جناب آقای جلالی.
۳. روضه خوانی سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) توسط حجت الاسلام حاج شیخ گل محمد رحمانی
۴.مداحی آقایان اسدالله صفار.علی صفار.محمد راجی و علی صفار (اسکندر)
و در پایان از حاضران پذیرایی به عمل آمد.




زندگینامه امام موسی کاظم علیه السلام
نام:موسى بن جعفر. کنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل. القاب: کاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.
نکته: آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.
منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.
تاریخ ولادت:هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذکر کردند.
محل تولد: ابواء (منطقهاى در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).
نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابىطالب علیهم السلام.
نام مادر:حمیده مصفّاة. نامهاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احکام و مسائل بود که امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احکام دینى به ایشان ارجاع مىداد. و دربارهاش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چرکى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن کرامتى که از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.»
مدت امامت:از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید.
تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به وسیله زهرى که در زندان سندى بن شاهک به دستور هارون الرشید به آن حضرت خورانیده شد.
محل دفن: مکانی به نام مقابر قریش در بغداد (در سرزمین عراق) که هم اکنون به «کاظمین» معروف است.
همسران: 1. فاطمه بنت على. 2. نجمه.
فرزندان: درباره تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یکى از آنها، آن حضرت 37 فرزند داشت که 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند.
عمه، بابایم کجاست؟
اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»
لحظه های بی قرار
این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می کرد.